مرتضى مطهرى

783

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

آيه مىفرمايد اين استعدادهاى مختلف را ما در افراد قرار داده‌ايم وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ « 1 » بعضى را برتر از بعضى ديگر قرار داده‌ايم به درجاتى . معلوم است ، اختلاف افراد در جنبه‌هاى مختلف جسمى و روحى با يكديگر از زمين تا آسمان است . البته « رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ » ناظر به اين است كه هركسى در يك جهت بر ديگرى برترى دارد ، باز ديگرى در جهت ديگر بر او ممكن است برترى داشته باشد . اين امر يكطرفه نيست دوطرفه است : اين فوق آن ديگرى است به درجاتى ، آن هم فوق اين است به درجاتى . و لهذا بعد اين‌جور مىفرمايد : لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا « 2 » براى اينكه بعضى بعض ديگر را مسخّر قرار بدهند . اينجا نفرمود كه بعضى را بر بعضى برترى داديم براى اينكه بعض برتر بعض غير برتر را مسخّر قرار بدهند ، كه يكجانبه بشود . دومرتبه تكرار مىكند : بعضى را بر بعضى برترى داديم كه بعضى بعضى را مسخّر قرار بدهند . معنايش اين مىشود : چون هر بعضى كه بر بعضى برترى دارد باز آن بعض ديگر از جنبه‌اى ديگر بر اين برترى دارد ، نتيجه اين است كه اين آن را مسخّر قرار مىدهد آن اين را مسخّر قرار مىدهد ، اين به آن محتاج مىشود آن به اين محتاج مىشود ، اين به حسب احتياجش به او مسخّر اوست و آن به حسب احتياجش به اين مسخّر اين است ، اين بايد از آن فيض بگيرد آن بايد از اين فيض بگيرد ، همه به يكديگر محتاجند ، همه مسخّر يكديگرند ، همه به يك حساب و به يك نسبت فوق بعضى هستند به درجات . پس اين تقسيم معيشت به اين نحو در واقع معنايش اين است : مختلف آفريده شدن افراد مردم به حسب استعدادها ؛ تقسيم مايه‌هاى زندگى كه همان استعدادهاست . اين تقسيم استعدادها و مختلف آفريده شدن استعدادها و برترى داشتن بعضى بر بعضى از نظر استعدادها ، براى اين است كه بعضى از مردم بعضى ديگر را - كه باز معنايش اين است : همه همه را ، هر بعضى هر بعض ديگر را - مسخّر قرار بدهند ؛ يعنى در متن خلقت ، انسانها به گونه‌اى آفريده شده‌اند كه نيازمند به يكديگر هستند و بايد نيازمند به يكديگر باشند و مسخّر يكديگر هستند و بايد مسخّر يكديگر باشند . پس زندگى اجتماعى و اين گونه بودن ( حالا تعبير « جبر » شايد در اينجا غلط است ) يك جبرى است ، يك حتميّتى است كه از اصل خلقت انسان ريشه مىگيرد نه اينكه عوامل بيرونى انسان را وادار به زندگى اجتماعى كرده است . اصلًا انسانها به گونه‌اى آفريده شده‌اند كه بايد در حالى باشند كه همه مسخّر يكديگر باشند ، همه نيازمند به يكديگر باشند ، همه براى يكديگر كار كنند بدون اينكه خودشان احساس كنند كه براى ديگرى كار مىكنند . هركسى در همان حال كه براى خودش كار

--> ( 1 ) زخرف / 32 . ( 2 ) زخرف / 32 .